پرسش و پاسخ تخلیه

 

 

سلام ما يک معامله تعويض خانه انجام داديم و در ان دوماه فرصت جهت تخليه شرطشده که اکنون پس از طي اين مدت طرف مقابل خواستار فسخ معا مله را دارد ايا مي توان چنين کاري را کرد ؟

پرسش :

 

چنانچه در قرارداد اجازه فسخ نداشته باشد قانونا مجاز نیست.

پاسخ :

 


         
 
   

 

   

 

مستاجر از کرايه دادن طفره ميرود پول پيشي که از او دارم خيلي کم است مستاجر قصد دارد کرايه ندهد آيا ميتوانم حکم تخليه بگيرم با وجود اينکه تا اول بهمن ماه قرارداد داريم قبل از اينکه بدهي او خيلي زياد شود چون هيچ چکي از او ندارم و بعدا نميتوانم کاري بکنم. لطفا مرا راهنماپي کنيد متشکرم.

پرسش :

 

تا انقضای مدت اجاره چنانچه شرط نشده باشد که در صورت عدم پرداخت اجاره بها موجر حق فسخ قرارداد اجاره را دارد نمی تواند قرارداد را فسخ و تخلیه مورد اجاره را بخواهد ضمنا اگر چنین شرطی هم باشد متاسفانه زمان دادرسی به اندازه ای طولانی است که مدت اجاره خود به خود منقضی می شود باید هنگام قرارداد پیش بینی می کردید.در هر صورت حق شما در مطالبه اجور معوقه محفوظ است.

پاسخ :

 


 
   

 

با سلام

يك ملك تجاري را شخصي به فردي در سال
۱۳۶۴ به اجاره ميدهد وبين انها اختلاف ايجاد شده كه كار به دادكاه كشيده ميشود ودر دادكاه با توافق طرفين كزارش اصلاحي مبني بر اينكه ميزان اجاره بها مبلغ ۷ هزار تومان تعيين ميكردد و بعد از مدتي مستاجر فوت نموده وورثه وي ان ملك تجاري را تصرف نموده اند واز سال ۱۳۶۷ تا به حال اجاره اي نيز نداده اندواخيرا ورثه مستاجر با ارسال اظهارنامه ايي اعلام نموده اند كه مبلغ اجاره بهاي ملك به همان ميزاني كه در كزارش اصلاحي دادكاه امده است يعني مبلغ۷ هزار تومان اماده است وكفته اند بيايد دريافت كنييد حال سوال اينجانب اين است كه با توجه به اينكه ورثه مستاجر در اين ملك تصرف داشته اند ومدت حدودا۱۸ سال اجاره بها نداده اند ايا اجاره بها به همان ميزاني است كه در كزارش اصلاحي دادكاه امده است ايا نبايستي ورثه مستاجر اجرت المثل بدهند اينكه ۱۸ سال در انجا استفاده نموده اند وحالا ميخواهند همان مبلغ بي ارزش را بدهند ايا اين در حق موجر ظلم نيست ايا ميتوانييم تخليه اين ملك را بخواهيم يا خير ؟

با تشكر

پرسش :

 

قانون به مالک این اختیار را داده است که در اجاره ملک تجاری هر سه سال درخواست تعدیل اجاره بها را بدهد در این حالت دادگاه با استفاده از نظر کارشناس مطابق با تورم اجاره بها را افزایش می دهد ظاهرا شما از این حق خود غافل بوده اید در حال حاضر اجاره بها همان است که در اجاره نامه قید شده است .اما شما حق دارید به خاطر تخلف ایشان تقاضای تخلیه بعلت عدم پرداخت اجاره بها را بکنید البته در صورتیکه ایشان اجاره را به صندوق دولت بسپارند از حکم تخلیه جلو گیری خواهد شد.اگر مجددا تخلف نمایند تخلیه در هر صورت قابل اقدام خواهد بود.البته در شرایط دیگری مثل نیاز شخصی موجر و...نیز امکان تخلیه وجود دارد پیشنهاد می کنم با توجه به پیچیدگی موضوع حضورا با وکیل مجرب مشورت کنید

پاسخ :

 


           
 
   

 

   

 

با عرض سلام مجدد
همانطور كه در سوال قبلي خدمتتان متعرض شدم بنده آپارتماني را به صورت وكالتي خريداري نموده ام و در مبايعه نامه تاريخ محضر 15 مرداد قيد شده است و فروشنده خودش بدون حضور من وكالت نامه را از محضر دريافت كرده و به علت اينكه هنوز مستاجر آپارتمان را
 تخليه نكرده است و مي گويد اجاره نامه تا پايان مرداد ماه مي باشد، لذا منزل را تحويل نداده البته من هم تمام مبلغ آپارتمان را پرداخت نكرده ام و منتظر كليد هستم ولي به علت نداشتن مكان و تحويل منزل قبلي و سرگرداني دچار مشكل شده ام.
لطفا مرا راهنمايي فرماييد.

پرسش :

 

تا آخر مرداد فرصتي باقي نيست تا از طريق قانوني اقدام خاصي انجام دهيد اگر تاريخ تحويل 15 مرداد بوده و فروشنده تخلف نمايد بايد خسارت بپردازد مي‌توانيد مطالبه كنيد.

پاسخ :

 


 
   

 

   

 

با تشکر از زحمات شما 
در مهر ماه سال گذشته در قراردادي فروشنده و خريدار توافق ميکنند مغازه اي را به قيمت مشخص معامله کنند .خريدار بخشي از ثمن را مي پردازد و مغازه را تحويل مي گيرد و قرار مي شود قسط دوم سه ماه پس از قرارداد و قسط اخر در محضر پرداخت شود. در ضمن خريدار شرط مي کند چنانچه به هر دليلي نتوانست جواز کسب بگيرد حق داشته باشد از انجام معامله خودداري کند و پول قسط اول به عنوان رهن تلقي شود و مغازه به مدت يک سال در رهن خريدار باشد. در مهلت سه ماه خريدار براي تاديه قسط دوم مراجعه نکرد و در تاريخ تعيين شده براي حضور در محضر نيز حاضر نشد و فروشنده گواهي عدم حضور گرفت. حال پس از گذشت
۱۰ ماه طرف قرارداد مدعي است ملک را خريده و اماده پرداخت ثمن است. 
سوال آيا مالک ميتواند با توجه به عدم پرداخت قسط دوم و عدم حضور در محضر در سال گذشته درخواست ابطال قرارداد و صدور حکم
 تخليه کند؟
سوال دوم در قرارداد تصريح شده به ازاي هر روز تاخير از سوي خريدار ‌وي بايد به قرار روزي پانصد هزار ريال بپردازد اگر چنانچه خريدار مصر باشد ايا مالک حق مطالبه اين ديرکرد را دارد؟

پرسش :

 

اگر در قرارداد علاوه بر خسارت تعيين شده بابت تأخير خريدار، اختيار فسخ نيز پيش بيني شده باشد فروشنده مي‌تواند قرارداد را فسخ و خسارت را نيز مطالبه والا صرفاً مي‌تواند خسارت را مطالبه و به تعهدات خويش عمل كند.

پاسخ :

 


 
   

 

   

 

با سلام و خسته نباشيد . اينجانب مالک يک دستگاه آپارتمان هستم . درتاريخ ۱/۰۳/۸۳ به مدت يکسال در بنگاه و با اجاره نامه آن را به فردي اجاره داده ام . درتاريخ ۱/۵/۸۴ به مدت يکسال ديگر اين قرار داد را تمديد نمودم . اما اين بار در بنگاه اين کار را نکردم بلکه يک متن دستي تنظيم نموديم که هم مالک و هم مستاجر هر دو آن را امضا نمودند . دو نفر خانم هم اين متن را به عنوان شاهد امضا کردند . پس از انقضاي مدت اجاره مستاجر با بهانه هاي مختلف از خالي کردن مورد اجاره طفره ميرود. و امروز يعني حدود دو ماه و نيم ازمدت آن ميگذرد . سوال من اين است که آيا با استناد به اين دو مدرک ( قرار داد بنگاه و قرار داد دستي )مي توانم حکم تخليه بگيرم يا خير ؟ بايد به کجا مراجعه نمايم ؟ طي مراحل قانوني آن چقدر به طول مي انجامد؟ با سپاس فراوان.

پرسش :

 

قراردادهاي اجاره الزاما نبايد در بنگاه تنظيم شود صرفا در صورتيكه دو نفر شاهد علاوه بر مالك ومستاجر آنرا امضاء نمايند پس از انقضاي مدت اجاره مشمول تخليه فوري خواهد بود با مراجعه به شوراي حل اختلاف محل ملك درخواست تخليه نمائيد حداكثر ظرف مدت يك هفته تخليه مي شود.

پاسخ :

 


 
   

 

   

 

با سلام

اينجانب نسبت به اجاره يك مغازه در سال
۱۳۸۲در جهت ايجاد يك سفره خانه سنتي اقدام نموده ام وبا توجه به اينكه اين مغازه بسيارنامرتب وكثيف بود اينجانب با هزينه شخصي نسبت به تعميرات ان وانچرا كه براي يك سفره خانه نياز است اعم از تزيينات وغيره اقدام نمودم البته اين را بكويم كه اينجانب صرفا بصورت رهن واجاره مغازه مذكور را از موجر كرفته ام حال سوالات ذيل مفروض است:
۱- ايا اينجانب حق اخذ سرقفلي در صورت تخليه را دارم يا خير؟
۲- ايا حق كسب و پيشه وتجارت به من تعلق ميكيرد يا خير؟
۳- ايا اينجانب ميتوانم در صورت تخليه ملك از موجر هزينه هايي را كه انجام داده ام اخذ نمايم با وجود انكه موجر مغازه را به همان صورت اوليه به من تحويل داده وتعميرات انرا خود بر عهده كرفته ام؟
در ضمن با توجه به موقعيت مغازه كه در ميدان توحيد ودر اصل يك مركز تجاري نيز محسوب ميشود با تلاش وكوشش اينجانب موجب رونق انجا شده است ايا از اين باب ميتوان حق كسب وپيشه او موجر كرفت؟

با تشكر از جنابعالي

پرسش :

 

باسلام خدمت شما. با توجه به تاريخ اجاره اگر در قرارداد اجاره تصريح وتوافق شده باشد كه به شما سرقفلي تعلق مي گيردسرقفلي به شما تعلق خواهد گرفت والا خير نه سرقفلي ونه ..... در مورد هزينه ها اگر با اجازه و توافق موجر بوده وايشان هزينه ها را تقبل نموده اند مي توانيد مطالبه كنيد والا نمي توانيد.جواب سوال اخر هم منفي است.

پاسخ :

 


 
   

 

   

 

سلام . من يک مستاجر دارم که با اتمام زمان قرارداد اقدام به خالي کردن منزل نمي کند وقتي به شورا ي حل اختلاف رفتم متوجه شدم که مبلغ وديعه را بايد به حساب دادگستري بريزم حال چند سپوال ؟
بعد از واريز مبلغ چه اتفاقي مي افتد ؟
 
بعد از واريز شورا حکم
 تخليه را ميده يا مستاجر را احضار ميکند ؟ 
بعضيها مي گويند اگر بخواهم با حکم منزلم را خالي کنم بايد يک جا ژيدا کنم تا اساس مستاجر را داخل ان بريزم اين درست است ؟

پرسش :

 

با سلام .اتفاقي نمي افتد اگر اجاره نامه به امضاي 2نفر شاهد رسيده باشد شورا حكم تخليه را صادر وبه اجراي احكام دادگستري مي فرستد وظرف چند روز حكم اجرا مي شود.خير مستاجر احضار نمي شود و شما مكلف نيستيد براي ايشان يا لوازم وي جائي پيدا كنيد.

پاسخ :

 


 
   

 

   

 

با سلام وخسته نباشيد به جنابعالي

بنده ملكي را از فردي خريداري نموده ام وبا وجود اينكه در قولنامه قيد شده بود اينجانب ملك را از فروشنده تحويل كرفته ام وذيل انرا امضاء كرده وليكن واقعا من در حال حاضر ملك را از فروشنده تحويل نكرفته ام وفروشنده فعلا در ان ساكن است ومدام به وي ميكويم كه ملك را
 تخليه كن توجه نميكند ظاهرا نامبرده از اين متني كه در قولنامه امده كه اينجانب ملك را تحويل كرفته ام سوء استفاده مينمايد وملك را به من تحويل نميدهد ميخواستم راهنمايي بفرماييد كه در حال حاضر اينجانب بايدچه اقدام قضايي انجام دهم وعنوان خواسته ام بايستي چه باشدايا با وجود اينكه در متن مبايعه نامه قيد شده است اينجانب ملك را تحويل كرفته ام ميشود اميدي داشت يا خيرهر چند كه بنده نااميد هم نيستم.

موفق باشيد

پرسش :

 

با تشكر از الطاف شما اگر ايشان از اين موضوع سوء استفاده مي كند شما مي توانيد بعنوان تصرف عدواني از وي شكايت نمائيد انشاءالله به نتيجه مي رسيد.

پاسخ :

 


 
   

 

   

 

با سلام يکي از ورثه بدون اجازه ديگر وراث اقدام به اجاره يکي از املاک ماترکه متوفي نموده و سوء استفاده به نفع خود نموده در صورتي که انحصاروراثت انجام شده و مشاراليه در ان فرم يکي از وراث محسوب ميشود از کجا بايد پيگير اين موضوع در تخليه مکان باشم 
با تشکر

پرسش :

 

با سلام از طريق شوراي حل اختلاف اقدام نمائيد بدون اجازه ساير وراث اجاره نامه نافذ نيست.

پاسخ :

 


 
   

 

   

 

سلام 
مغازه اي از پدرم به ما رسيده است که داراي مستاجري با قدمت
۳۰ سال است . براي تخليه اين ملک از چه راهي بايد وارد عمل شد 
مواردي که در مغازه است
 
۱- مستاجر اصلي در سال ۱۳۶۰ فوت و اين مغازه به وراث رسيده است . ورثه مونث بوده و شوهر ايشان در مغازه سرمايه گذاري کرده و مشغول کسب است (انتقال به غير محسوب ميشود) 
۲- در مغازه چاهي به عمق ۲ متر حفر نموده است 
۳- بدليل کمبود اجاره ما ۵ سال اجاره نگرفتيم 

پرسش :

 

با سلام تخليه املاك تجاري به علت تخلف مستاجر داراي شرايط وحالات متعددي است كه با توجه به رسمي وغير رسمي بودن اجاره نامه نيز تفاوت هائي در نحوه اقدام دارد كه مشاوره حضوري وملاحظه مدارك وارائه توضيح بسيار ضروري وحياتي است ضمن انكه مطابق قانون وآئين نامه هاي مربوطه شما هر سه سال مي توانيد تعديل اجاره بها را از دادگاه بخواهيد والا همان اجاره به شما تعلق خواهد گرفت .

پاسخ :

 


 
   

 

   

 

اينجانب داراي يک باب مغازه سرقفلي بصورت قرارداد سرقفلي با مالک هستم که اينک مالک مي گويد چون ملک را فروخته است بايد مغازه را البته پس از دريافت حق سرقفلي تخايه کنم ولي من مخالف هستم و اصرار بر بقاي سرقفلي دارم خواهشمند است توضيح دهيد که مالک بلحاظ قانوني تا چه اندازه قدرت دارد که مجوز قانوني براي تخليه را از مراجع قانوني بگيرد

پرسش :

 

سرقفلي حالات .شرايط بسيار متعددي دارد مالك تحت شرايط بسيار محدود مي تواند تخليه بگيرد لطفا تماس بگيريد تا با ارائه جزئيات راهنمائي لازم صورت گيرد.

پاسخ :

 


 
   

 

   

 

سلام
حدود يکسال و نيم پيش آپارتمانم را جهت سکونت به مدت يکسال اجاره دادم.
حدود
۵ ماه پيش يعني در تاريخ اتمام اجاره نامه از ايشان خواستم تا خانه را تخليه کنند. از من ۱۵ روز مهلت خواستند. ولي از آن روز با امروز و فردا کردن و پنهان شدن و جواب ندادن به تلفنهاي من تا به امروز خانه را تخليه نکرده اند.
مي خواستم بدونم با توجه به اينکه اجاره نامه ما محضري نيست، براي گرفتن خانه ام چکار بايد بکنم و چقدر طول مي کشه؟ من واقعا عجله دارم.

پرسش :

 

سلام اگر اجاره نامه به امضاي دو نفر شاهد رسيده باشد از طريق شوراي حل اختلاف مي توانيد تخليه آنرا بخواهيد حداكثر يك هفته طول مي كشد.

پاسخ :

 


 
   

 

   

 

با سلام مجدد 
پيرو سوال قبلي در مورد صدور حکم
 تخليه، اجاره نامه عادي ما در دو نسخه ولي به امضاي فقط يک شاهد رسيده است.(يعني امضاي موجر و مستأجر و يک شاهد دارد). لطفا راهنمايي کنيد که چطور مي توانم حکم تخليه بگيرم و چه مدت طول خواهد کشيد؟
با تشکر از شما سايت فوق العاده اي داريد.

پرسش :

 

با تشكر از لطف جنابعالي.اگر به امضاي يك نفر شاهد رسيده است بايد دادخواست تخليه ارائه نمائيد كه مستلزم تشكيل جلسه رسيدگي واستماع اظهارات مستاجر است حداقل 6ماه طول مي كشد.

پاسخ :

 


 
   

 

   

 

با سلام من ملك خود را به مدت ۸ ماه است كه اجاره داده ام در اين مدت مستاجرم اجاره هاي خود را با تاخير از يك هفته به سه هفته رساند.ايشان به گفته خود مي خواهند ملک را تخليه کندد و حالا ۲ ماه است اجاره خود را پرداخت نكرده است. خواهش مي كنم مرا راهنمايي كنيد.

پرسش :

 

با توجه به تخلف ايشان اگر در قرارداد اجاره حق فسخ پيش بيني شده باشد شما حق فسخ را داريد ليكن تا رسيدگي شود مدت اجاره تمام شده وتخليه فوري مي توانيد داشته باشيد اگر اصطلاحا پول پيش گرفته ايد نگران اجاره نباشيد.

پاسخ :

 


 
   

 

   

 

با چگونه ميشود شکاياتي را به علت عدول از قرار داد رسمي مستاجر تنظيم نمود که موجب به تخليه مکان فوق شود.
ضمنا اجاره نامه مصوب قانون
۵۶ ميباشد.


اينجانب شکايتي را تحت عنوان عدول از قرار داد رسمی عنوان نمودم
 

قبل از شکایت تامین دلیل نمودم راجع اینکه مغازه از طریق مستاجر به 2 باب تبدیل شده است و دارای 2 جواز مجزا میباشد.



مستاجر يک باب دکان با زير راه پله جزء دکان اجاره نموده و پس از آن در سال 77 نئوپان زير راه پله را جدا و از طريق آن دو جواز يکي خرازي و يکي لوازم آرايشي گرفته است با اينکه شهرداري از تفکيک دو مغازه و زدن نيم سقف را تاييد نموده و همچنين تامين دليل يکي از شبعات دو باب بودن و زدن نيم سقف در مغازه فپق را تاييد نموده ولي دادگاه اين جانب را به علل زير محکوم نموده است لذا خوهشمند است در اين مورد آنگونه که شايسته ميدانيد مرا راهنمايي فرماييد ضمنا در یکی از بند های اجاره نامه قید گردیده انتقال به غیر مجاز است نه اینکه مغازه تفکیک شود و به دو قسمت تقسیم نموده و اجاره به غیر دهد

دادگاه بدوی به دلایل زیر رای به محکومیت من داده است:
اولا نسبت به اینکه خوانده مغازه را اجاره داده طبق قرار داد چنین صختی را داشته است
ثانیا خسب گزارش مامور قضایی در راستا معاینه محلی خوانده بین مغازه و راه پله نئوپان وصل نموده که صرف آن موجب هیات مغازه نمیشود
ثالثا شهودی نیز رای به این دادهاند که در زمان اجاره مغازه نیم سقف وجود داشته و ایشان تعقیری در آن بوجود نیاورده است
رابعا شهود طرف خواهان بطور ضد و نقیض شهادت داده و صراحتا بیان نداشته اند که بعد از اجاره تعقیراتی در آن بوجود آمده است.
لذا خواهشمند است اینجانب را جهت تجدید نظر خواهی در دادگاه راهنمایی کنید

پرسش :

 

با توضيحاتي كه داده ايد دادنامه صادره مخدوش بنظر مي رسد با توجه به پيچيدگي مباحث سرقفلي وتخليه آن وضرورت ملاحظه مدارك ومستندات مربوطه توصيه مي كنم از مشاوره حضوري استفاده نمائيد.

پاسخ :

 


 
   

 

   

 

با سلام و احترام

بنده در سال
۵۸ و با استفاده از وام بني صدر اقدام به خريد يک منزل مسکوني نمودم و در همان سال از سر دل سوزي از خانواده ام (که در آن زمان مستاجر بودند) دعوت کردم براي مدتي در منزل من سکوت نمايند.در سال ۶۱ ازدواج نمودم و همان سال از پدرم خواستم که منزلم را تخليه نمايد که از اين کار سر باز زد.بنده طي اين سال ها هربار که از او درخواست نمودم منزلم را تخليه نمايد با فحاشي جواب محبت هايم را داد.که سر انجام و پس از بازنشستگي به دليل مشکلات اقتصادي در بهمن ۸۴ از وي شکايت کردم که تا به امروز (آبان ۸۵) هيچ جواب قطعي از سوي دادگاه دريافت نکرده ام و همچنان پرونده در جريان است.اضافه ميکنم که هم اکنون پدر و برادر مجرد بنده در منزل اينجانب سکونت دارند.که وضعيت ماليه هردوي آنها بسيارمطلوب است! و من از هردوي آنها به دليل تصرف منزل مسکوني ام شکايت نمودم. 

راي نهايي پرونده حداکثر چه مدت به طول مي انجامد؟
با توجه به اينکه سند
۶ دانگ منزل مسکوني به نام من است آيا امکان صدور راي به نفع خوانده پرونده(متصرف) وجود دارد؟ 
من در شکايتم خسارت وارده طي اين
۲۶ سال را نيز طلب نموده ام.آيا چنين خسارتي به من تعلق ميگيرد؟ و اگر ميگيرد مبلغ آن چگونه محاسبه ميشود؟ 

همچنين در يکي از جلسات دادگاه يک برگ فتوکپي از سوي خوانده ارائه شد که در آن آمده بود بنده در حضور شاهدان(برادران و خواهرانم!) اين خانه را به پدرم واگذار ميکنم! که امضاي من (توسط برادرم) در اين برگ جعل شده است! و تاريخ آن به سال
۶۷ تنظيم گرديده و چون فتوکپي برابر اصل نبود(در حالي که فتوکپي فتوکپي برابر اصل بود!!!) از سوي قاضي مقبول واقع نشد.آيا ميتوانم نسبت به جعل امضاي خود شکايت کنم.چه مجازاتي براي خاطي در پي خواهد داشت؟ 

با سپاس و تشکر فراوان

پرسش :

 

با سلام ايميل امروز شما را هم ملاحظه كردم از حسن ظن شما سپاسگذارم اما پاسخ سوالات شما: در صورتيكه وضعيت مالي پدرتان مطلوب باشد ونيازمند انفاق فرزند نباشد با وصفي كه توضيح داده ايد چنانچه دعوي شما صحيح طرح شده باشد به نتيجه مي رسد(اگر شكايت كيفري نموده باشيد به نتيجه نمي رسد )چون منزل را تبرعا در اختيار ايشان قرارداده ايد تا زمانيكه بصورت قانوني رفع يد ايشان را خواسته ايد اجرت المثل به شما تعلق نمي گيرد واز آن تاريخ مستحق اجرت المثل خواهيد بود.در كپي جعل موضوعيت ندارد وتا زمانيكه اصل سند ارائه نه سند مذكور پذيرفته مي شود نه قابل شكايت است.

پاسخ :

 


 
   

 

   

 

با سلام و خسته نباشيد .
پدر بنده در سال
۵۳ يک باب مغازه به صورت سر قفلي با اجاره نامه عادي و با قيد داشتن حق انتقال به غير خريداري نموده است . در بخش مشخصات طرفين معامله شغت پدرم را تعويض روغني قيد نموده اند ولي در متن قرارداد هيچگونه اشاره اي به آن نداشته ؛ فقط آنزمان شفاها گفته اند که شغل حرام شرع و يا مشروب فروشي و نيز آهنگري نميتواند انجام دهد . در سال ۱۳۸۰ به دليل خستگي و نيز مسن شدن پدرم مجبور به تغيير شغل نموده و به لوازم تحريري تغيير شغل داده ايم . اين در صورتي است که مالک اين بار نيز شفاها به ينده گفتند که هيچ مشکلي با تغيير شغل شما ندارم و بعد از آن به خاطر شغل جديد کادو ( گل ) آوردند . ولي ايشان بعد از ۶ ماه با اراپه دادخواستي به خاطر تغيير شغل تقاضاي تخليه از دادگاه کرده است . ما بعد از چند جلسه دادگاه اقدام به بازگشت به حالت اوليه نموده و دوباره تعويض روغني را داير نموديم . 
سوال بنده اين است
۱- حکم دادگاه را چگونه پيش بيني مي کنيد و نظر حقوقي جنابعالي در اين مورد چيست ؟
۲- آيا مي توانيم با داشتن حق انقال به غير مغازه را به شخص ديگري واگذار کرده و رابطه مالک و مستاجري را که دادخواست بر مبناي آن تنظيم شده پايان داده و دادخواست بي نتيجه بماند؟ 
۳- آيا دريافت اجاره بها از طرف مالک در زمان لوازم تحريري دليل بر رضايت ايشان بر وضع جديد مغازه مي باشد يا خير ؟ 
۴- بنده به عنوان پسر خوانده در دادخواست مي توانم در دادگاه قانونا به عنوان شاهد که مالک شفاها اجازه تغيير شغل را داده و عنوان کرده که هيچ مشکلي ندارد حضور پيدا کنم ؟ 
با تشکر

پرسش :

 

اگر نتوانيد رضايت مالك را با تغيير شغل اثبات نمائيد كه ظاهرا نتوانسته ايد وشهادت شما نيز تاثيري در موضوع ندارد ,بعلت اينكه تخلف شما در تغيير شغل محقق شده است هر چند بعدا به شغل سابق برگشته باشيد حق تخليه براي مالك ايجاد شده است وانتقال به غير هم كمكي به شما نخواهد كرد.

پاسخ :

 


 
   

 

   

 

آپارتماني را ۴ سال قبل اجاره داده و هر ساله قرارداد را تمديد نموديم ۰ با پايان يافتن زمان آخرين تمديد تقاضاي تخليه نمودم ۰ بعد از عدم تخليه توسط مستاجر به حل اختلاف مراجعه ودستور تخليه گرفتم۰ ليكن مستاجر به بهانه اجاره ملكي ديگر مبلغ ۱۰۰۰۰۰۰ تومان از۱۵۰۰۰۰۰تومان قرضالحسنه را از من گرفت ولي خانه را تخليه نكرد۰حالا دادسرا براي اجراي حكم تخليه كل مبلغ ۱۵۰۰۰۰۰تومان را ميخواهدو از طرفي براي باز پسگيري ۱۰۰۰۰۰۰تومان چكار ميتوانم بكنم؟

پرسش :

 

اگر دلايلي براي پرداخت 1 ميليون تومان داريد براي اينكه سريعتر به نتيجه برسيد مبلغ 5/1ميليون را به حساب سپرده دادگستري واريز وتقاضاي توقيف وجه مذكور را براي مطالبات خود وخسارات وارده بنمائيد تا حكم تخليه اجرا شده وبا توقيف وجه مذكور به ادعاي شما رسيدگي شود.

پاسخ :

 


 
   

 

   

 


با سلام و خسته نباشید
اميدوارم اين بار ديگر اين نامه را بخوانبد تا بتوانبم به ياري شما از حق و حقوق خود دفاع نمايم موفق و مويد باشيد
با تشکر

؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛سلام
 
چگونه ميشود شکاياتي را به علت عدول از قرار داد رسمي مستاجر تنظيم نمود که موجب به
 تخليه مکان فوق شود.
ضمنا اجاره نامه مصوب قانون
۵۶ ميباشد.


اينجانب شکايتي را تحت عنوان عدول از قرار داد رسمی عنوان نمودم
 

قبل از شکایت تامین دلیل نمودم راجع اینکه مغازه از طریق مستاجر به 2 باب تبدیل شده است و دارای 2 جواز مجزا میباشد.



مستاجر يک باب دکان با زير راه پله جزء دکان اجاره نموده و پس از آن در سال 77 نئوپان زير راه پله را جدا و از طريق آن دو جواز يکي خرازي و يکي لوازم آرايشي گرفته است با اينکه شهرداري از تفکيک دو مغازه و زدن نيم سقف را تاييد نموده و همچنين تامين دليل يکي از شبعات دو باب بودن و زدن نيم سقف در مغازه فپق را تاييد نموده ولي دادگاه اين جانب را به علل زير محکوم نموده است لذا خوهشمند است در اين مورد آنگونه که شايسته ميدانيد مرا راهنمايي فرماييد ضمنا در یکی از بند های اجاره نامه قید گردیده انتقال به غیر مجاز است نه اینکه مغازه تفکیک شود و به دو قسمت تقسیم نموده و اجاره به غیر دهد

دادگاه بدوی به دلایل زیر رای به محکومیت من داده است:
اولا نسبت به اینکه خوانده مغازه را اجاره داده طبق قرار داد چنین صختی را داشته است
ثانیا خسب گزارش مامور قضایی در راستا معاینه محلی خوانده بین مغازه و راه پله نئوپان وصل نموده که صرف آن موجب هیات مغازه نمیشود
ثالثا شهودی نیز رای به این دادهاند که در زمان اجاره مغازه نیم سقف وجود داشته و ایشان تعقیری در آن بوجود نیاورده است
رابعا شهود طرف خواهان بطور ضد و نقیض شهادت داده و صراحتا بیان نداشته اند که بعد از اجاره تعقیراتی در آن بوجود آمده است.
لذا خواهشمند است اینجانب را جهت تجدید نظر خواهی در دادگاه راهنمایی کنید
 







پرسش :

 

جناب يعقو بيان عزيز به سوال شما در تاريخ 8/9/96 پاسخ داده ام وسوال وجواب اينك در سايت قابل مشاهده است.

پاسخ :

 


 
   

 

   

 

با سلام ،
آپارتماني اجاره نموده ام و مالك مبلغي را بعنوان چك تضمين بابت
 تخليه درخواست نموده اند ، آيا اين مورد قانوني است ؟

پرسش :

 

هر چند با توافق شما منع قانوني وجود ندارد اما با توجه به قانون مالك ومستاجر سال 1376ضرورتي براي اين كار مالك وجود ندارد چرا كه در صورت انقضاي مهلت اجاره ظرف چند روز امكان تخليه ملك وجود دارد.

پاسخ :

 


 
   

 

   

 

يک اپاتمان را به مدت ۱۸ ماه اجاره داده ام ولي قيد کرده ايم پس از يک سال با توافق طرفين اجاره بقيمانده مدت اجاره راتوافق نماييم . ولي بعلت فروش اپارتمان كه با اطلاع مستاجر واجازه خود وي صورت گرفته و پس از اتمام يک سال از مدت اخاره تقاضاي تخليه مورده اجاره را نموده ام ايا ميتوانم با طرح دعوا به خواسته ام که تخليه است برسم؟

پرسش :

 

اگر مدت اجاره 18 ماه بوده تا انقضاي مدت اجاره نمي توانيد تخليه بخواهيد اجازه مستاجر براي فروش ملك ضرورتي نداشته وتاثيري در زمان تخليه ندارد مگر اينكه وي متعهد به تخليه زودتر از موعد شده باشد.سربازي21/10/85

پاسخ :

 


 
   

 

   

 

سلام . در ارتباط با سوال قبلي مبني بر اينکه مستاجر ۷ ماه اجاره بها پرداخت ننموده آيا شوراي حل اختلاف بلافاصله حکم تخليه صادر ميکند يا به مستاجر مهلت مي دهد و طريقه اقدام از طريق شورا به چه صورت مي باشد ؟ با تشکر

پرسش :

 

سوال قبلي شما را نديدم اما اگر مستاجر 7ماه اجاره را پرداخت نكرده باشد در حاليكه مهلت اجاره منقضي نشده تخليه فوري نمي توان داد بلكه بايد درخواست فسخ اجاره نامه را بكنيد كه مستلزم رسيدگي وتشكيل جلسه دادرسي و صدور حكم و...است.

پاسخ :

 


 
   

 

   

 

با سلام
مستاجري که يک باب مغازه در سال
۱۳۳۶ شمسي از موجر اجاره مي نمايد و در سال ۱۳۸۳ از طرف موجر به دادگاه شکايت تعديل اجاره بها مي شود و مستاجر به دليل عدم پرداخت به موقع تعديل اجاره بهاي تعييني از طرف کارشناس رسمي دادگستري حکم به تخليه مغازه صادر مي گردد آيا مستاجر مي تواند دادخواست حق کسب و پيشه يا سرقفلي تنظيم نمايد يا خير؟
با تشکر

پرسش :

 

در صورت اجراي حكم تخليه حق كسب و پيشه به مستاجر تعلق نمي گيرد مستاجر مي تواند پس از صدور اجرائيه از طريق اداره ثبت به اجاره بهاي عقب افتاده را توديع كند در اين صورت اجراي ثبت تخليه را متوقف مي كند و چنانچه اجاره نامه عادي بوده مستاجر قبل از صدور حكم دادگاه اضافه بر اجاره بهاي معوقه صدي بيست آن را به نفع موجود در صندوق دادگستري توديع نمايد حكم به تخليه صادر نمي شود .

پاسخ :

 


 
   

 

   

 

با سلام . من و دوستم در ديماه ۸۳ ملکي را از ۴ ورثه به صورت سه دانگ‌‌ ‌سه دانگ به صورت قولنامه اي به مبلغ ۱۵۰ ميليون خريداري کرده ايم و براي طي مراحل قانوني و اخذ مفاصاحسابهاي لازم از طرف فروشندگان ۸ ماه فرصت قرارداده ايم ولي به دلايل مشکلات شهرداري و ... تا کنون سند به نام ما تنظيم نشده . تا کنون و در مراحل مختلف نيز مبلغ ۱۱۰ ميليون پرداخت نموده ايم با توجه به طولاني شدن روند معامله و ترقي ملک آيا مالکين فعلي ميتوانند طلب مبلغي اضافي نسبت به مبلغ قولنامه بکنند و در صورت خودداري ما ميتوانند فسخ قرارداد نمايند . آيا ما ميتوانيم دادخواست الزام به تنظيم سند قطعي بکنيم و با توجه به عدم قيد وجه التزام در قولنامه ما ميتوانيم تقاضاي ضرر و زيان بنماييم. در ضمن ملک در سه طبقه و يک واحد تجاري ميباشد که واحد تجاري و طبقه زيرزمبن در اختيار ما بوده و دو طبقه فوقاني هنوز در اختيار مالکين است . آيا ما ميتوانيم نسبت به تخليه ملک که هنوز به نام ما سند نشده اقدام کنيم؟

پرسش :

 

با سلام پاسخ به تمامي سوالات شما صرفا با ملاحظه مبايعه نامه تنظيمي امكان پذير است اما اجمالا اينكه فروشنده گان با وصفي كه بيان داشتيد حق مطالبه مبلغ اضافي را ندارند و همينطور حق فسخ مبايعه نامه راو اگر با توجه به شرايط مبايعه نامه مي توانيد الزام به تنظيم سند را بخواهيد ودر صورتيكه ايشان به تعهدات خويش عمل نكرده باشند طرح دعوي مطالبه خسارت بلا مانع است هر چند وجه التزامي مشخص نكرده باشيد. در صورت نياز به پاسخ دقيقتر لزوما مبايعه نامه را ارائه نمائيد.

پاسخ :

 


 
   

 

   

 


با عرض ادب
 
زميني است متعلق به ما كه سالها تحت تصرف غيرقانوني ديگري قرار گرفته و پس از تلاشهاي فراوان موفق به اخذ حكم قطعي مبني بر مالكيت خويش شده ايم .
 
در طول سالهايي كه تحت تصرف نامبرده قرار داشته ، اقدام به احداث اعياني تجاري به صورت پاساژ نموده و اكثر قريب به اتفاق سرقفلي ها را نيز واگذار نموده است .
 
حكم قطعي از سوي ديوانعالي كشور در سال 70 صادر شده است مبني بر (( مالكيت اينجانب بر زمين پلاك مورد نزاع و نيز حفظ حقوق اعياني احداثي )) . همچنين با توجه به اينكه نسبت به اعياني احداثي تصميمي اتخاذ نگرديد با توجه به طرح پرونده اي كيفري مبني بر تصرف عدواني و فروش مال غير ، دادنامه قطعي ديگري در سال 83 از سوي دادگاه صادر گرديد كه اشعار دارد بر اين امر كه (( ... چنانچه طرفين نسبت به سرقفلي و اعياني احداثي ادعايي دارند مي بايست از طريق محاكم عمومي اقامه دعوي نمايند ... )) .
 
با اين اوصاف لطفا بفرمائيد :
1
با توجه به قاعده الزرع لزارع ولو كان غاصبا ، آيا متصرف غير قانوني غير از پول اعياني احداثي توسط خودش بنرخ روز مي تواند ادعاي ديگري داشته باشد ؟ 
2
با توجه به اينكه بر روي زمين متعلق به ما اقدام به احداث اعياني و واگذاري سرقفلي به ديگران شده ، ما چه اقدامي در جهت باز پس گيري مغازه ها و يا لااقل سرقفلي آنها مي توانيم انجام دهيم ؟ 
3
با توجه به اينكه شخص متصرف ، در قسمتي از مغازه هاي احداثي فعاليت تجاري داشته آيا مي تواند ادعاي حق كسب و پيشه بر روي زمين غصبي داشته باشد ؟ 
4
آيا با احتمال باز پسگيري سرقفلي ها ، متصرفين جديد ميتوانند ادعاي حق كسب و پيشه از ما داشته باشند ؟ 
5
با توجه به اينكه در زمين ما بصورت غاصبانه و غير قانوني اقدام به احداث تجاري و ايجاد سرقفلي و واگذاري به اشخاص شده است ، در صورتي كه ما درخواست تخليه متصرفيني كه تمكين نداشته باشند را بنمائيم آيا بايد سرقفلي ايشان يا حق كسب و پيشه اي به آنها پرداخت نمائيم ؟ 
۶ - و در پايان آيا منظور ديوان عالي کشور از حفظ حقوق اعياني - پرداخت هزينه انجام شده بابت احداث اعياني بوده يا شامل سرقفلي نيز ميتواند باشد ؟ 
با تشکر فراوان .

پرسش :

 

جناب آقای …. لطفا دادنامه دیوان عالی کشور را برای من فکس کنید تا بتوانم به سوالات شما پاسخ دهم

پاسخ :

 


 
   

 

   

 

با سلام و عرض ادب.
 در صورت امكان در خصوص شرايط و الزامات و چگونگي عودت وديعه مسكن مستاجر توسط موجر در پايان مدت اجاره ملك توضيحاتي را مرقوم فرمائيد. اينجانب در ارديبهشت
۸۵ يك آپارتمان مسكوني را با قرارداد محضري و رسمي رهن كرده ام ، حالا كه زمان يك ساله به پايان رسيده ، مالك اصرار دارد كه بعد از تخليه كامل ملك ، وديعه را عودت خواهد داد. آيا اين كار ايشان از نظر قانون مالك و مستاجر صحيح است؟ در ضمن تهديد كرده كه ميرود حكم تخليه ميگيرد؟ 
من چه كنم برادر؟ آيا اگر
 تخليه كنم بعداً با كلي دوندگي و شكايت پولم را بايد پس بگيرم؟ قانون چي ميگه؟
از بذل توجه و سرعت در راهنمائي جنابعالي ، صميمانه سپاسگزارم.

پرسش :

 

جناب …. عرفا پس از تخلیه مورد اجاره وهمزمان با تحویل کلید ودیعه مسترد می شود واینکه ایشان اصرار دارد با تخلیه کامل ودیعه را مسترد کند منعی وجود ندارد شما می توانید ملک را تخلیه وهنگام تحویل کلید مبلغ ودیعه را دریافت و تسویه حساب کنید. والا ایشان می تواند با سپردن ودیعه به حساب سپرده دادگستری حکم تخلیه بگیرد و شما برای وصول ودیعه به مرجع مربوطه مراجعه کنید .راه اول بسیار منطقی ومناسب است.موفق باشید.

پاسخ :

 


 
   

 

   

 

با سلام من يک قرارداد استيجاري با خانمي نوشته ام. بعد از گذشت يک سال متوجه شدم که اين خانم ترک منزل کرده و اجاره بهاي ماهيانه را شوهر ايشان به من پرداخت کرده است. از آنجا که دسترسي به خانم وجود ندارد آيا ميتوان با شوهرش در خصوص تخليه و تسفيه حساب اقدام کرد؟

پرسش :

 

خير طرف قرارداد و حساب شما همان خانم است اگر مدت اجاره منقضي شده است از طريق شوراي حل اختلاف تخليه ملك را بخواهيد و پول پيش را نيز به حساب سپرده دادگستري واريز نمائيد تا مسئوليتي متوجه شما نشود.

پاسخ :

 


 
   

 

   

 

با سلام وتشکراززحمات شما درموردچگونگي تخليه دوملک تجاري که هردو به اجاره داده شده واجاره به صورت سرقفلي نمي باشد سوالاتي داشتم ۱- ملک اول که پدر داييم آنرابه اجاره داده بود واجاره بصورت عادي بوده درچهاسطر بدين صورت که مالکمورد اجاره رابامبلغ۵۰۰ ريال ماهانه به فلاني اجاره داده است وديگرهيچ وحالا داييم ميخواهد حکم تخليه آنرا بگيرد لازم به توضيح است که داييم دوبا اقدام به تخليه نموده ود رهردو بار حکم به نفع مستاجرصادر شده وبا ان استدال که چون خواهان مستمري بکير دولت ميباشد ويکي ازارکان تحقق دعوي اثبات جهت ونياز خواهان ميباشد بنابراين فعليت نيازخواهان محرز نمي باشد وبنا به استناد مفهوم مخالف بند دو ماده ۱۵ ق. روابط موجر ومستاجر سال ۵۶حکم به بطلان دعوي خواهان صادر ميشود وحال سوالم اين است که چگونه داييم ميتواند ملک تجاري باتوجه به اينکه پسرش بيکار ميباشد تخليه نمايد وباتوجه به اينکه قانون سال ۵۶ برآن حاکم ميباشدميتواند ملک تخليه نمايد ويااينکه ميتواند مستاجر به پرداخت حق سرقفلي در صورت عدم امکان تخليه اجبار نمايد متشکرم ودر خصوص ملک ديگر دايي ديگرم باسند رسمي به اجاره بااين عنوان که حق انتقال به غير راندارد داده است د رسال ۷۲مستاجر ازاين شرط تخلف نمود وداييم شکايتي مبني بر تخليه نمود که بعد از ارجاع امر به کارشناس وتعين حق کسب وپيشه نه حق سرقفلي در شرف صدور راي به رحمت ايزدي رفت وديگر فرزندانش دنباله پرونده را نگرفتند ومستاجر هم خود درمورد اجاره متصرف شد وديگر به غير واگذار نکرد واخطاريه هم جهت معرفي وراث به وراث رسيد ولي پيگيري نمودند تا اينکه در اواخر سال ۸۴ (اسفند) مستاجر دادخواستي مبني برالزامخواندگان به تجويز حق انتقال به غير عليه وراث مطرح کرد ووراث در جلسه دادگاه باتعيين ميزان حق کسب وپيشه وپرداخت آن به خواهان خود ميخواهند ملک خويش رادر اختيار بگيرند وبا ارجاع امر به کارشناس چون خواهان متوجه شد که بر حسب اجاره نامه رسمي فقط حق کسب وپشه تعلق ميگيرد دادخواست خود را پس گرفت حال باتوجه به اينکه قانون سال ۷۶ به آن حاکم ميباشد وباتوجه به سوابق چگونه ميتوانملک راتخليه نمود ودراواخر هم بدون کسب اجازه ازمالکين (وراث )اقدام به نصب تابلو نموده است متشکرم

پرسش :

 

خانم …. بنظرم با توضيحاتي كه داده ايد امكان تخليه براي وراث آنمرحوم وجد دارد پيشنهاد مي كنم حضورا به وكيل دادگستري مراجعه نمايند تا با ملاحظه مدارك مورد اشاره اقدام نمايند .

پاسخ :

 


 
   

 

   

 

با سلام و تشكر
آپارتماني را به مبلغ
۶۴ ميليون تومان در بنگاه مبايعه نامه كرده و فروختم و قرار شد خريدار ۳۳ ميليون آن را طي سه فقره چك در طي حداكثر ۱۵ روز و ۱۸ ميليون آن را از طريق وام بانك مسكن و در محضر و ۱۳ ميليون باقيمانده را به هنگام تخليه ملك بپردازد . براين اساس ۳۳ ميليون اوليه را دريافت كردم و كارهاي بانك نيز انجام و در روز محضر بدون ذكر باقيمانده بدهي وي سند به نام خريدار زده شد و خريدار درخواست قبض تخليه از محضر نمود كه قرار شد من قبض تخليه را امضاء و ۱۸ ميليون وام بانك را بگيرم و بعدا در بنگاه و پشت مبايعه نامه مجددا در خصوص در يافت وام و تنظيم سند به نام خريدار موارد درج و خريدار متعهد به پرداخت ۱۳ ميليون باقيمانده به هنگام تحويل آپارتمان شود اما از روز محضر كه سند به نام خريدار شده و وي قبض تخليه با قرار ۲۰هزارتومان به ازاي هر روز تاخير نيز گرفته است ديگر حاضر به همكاري و ثبت مجدد بدهي ۱۳ ميليوني در پشت مبايعه نامه يا تنظيم قرارداداجاره با بنده تا زمان تخليه كه حدود يك ماه و نيم ديگر است نمي باشد آيا نامبرده با توجه به ثبت سند كه به نام وي زده شده و قبض تخليه مي تواند بدون پرداخت باقيمانده ثمن معامله حكم تخليه بگيرد لطفا راهنمايي فرمائيد .

پرسش :

 

بله وي ميتواندتخليه بگيرد شما بي احتياطي كرده ايد اما منافاتي با حق شما در مطالبه 13 ميليون ندارد مي توانيد از طريق دادگاه مطالبه نمائيد.

پاسخ :

 


 
   

 

   

 

با سلام و خسته نباشيد 
پدر من و چندين نفر از دوستانشان در سال 1359 اقدام به آباد نمودن زميني باير نمودند كه همينك بعد از گذشت 27 سال و ساخت اتاق كوچك در آن زمين شهرداري بدون اطلاع قبلي اقدام به تخريب آن نموده . كه حتي اثاث ما زير آوار مانده و برق و تلفن ما را قطع نموده و اعلام كرده كه بايد اينجا را
 تخليه نماييد طرح فضاي سبز ميخواهد اجرا شود . البته در طي مدت 27 سال پدر من پسر صاحب زمين كه پدرش فوت كرده بود را پيدا كرده و با نوشتن قولنامه اي زمين را خريداري و پول آن را پرداخت كرده و با مراجعه به اداره ثبت اقدام به گرفت سند كرده و كار به مرحله شوراي حل اختلاف در اداره ثبت رسيده . حال با وجود پيگيري مكرر جواب درستي به نداده اند . آيا ما ميتوانيم شكايت و ادعاي خسارت كنيم ؟ اين جريان مربوط به تاريخ 29 / 2 / 86 مي باشد .

پرسش :

 

بله شهرداري حق تخريب با وصفي كه توضيح داده ايد را نداشته است .